بیهوده خواری
لغت نامه دهخدا
بیهوده خواری. [ دَ / دِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت و صفت بیهوده خوار. کنایه از اسراف وخرج بیجا کردن. ( ناظم الاطباء ). اسراف و ولخرجی و هرزه خرجی. تبذیر. باددستی. ( ناظم الاطباء ):
چنان نیز یکسر مپرداز گنج
که آیی ز بیهوده خواری برنج.نظامی.|| اوباشی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
حالت و کیفیت و صفت بیهوده خوار. کنایه از اسراف و خرج بیجا کردن. اسراف و ولخرجی و هرزه خرجی. تبذیر. باد دستی.
جمله سازی با بیهوده خواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای دل منیوش از آن صنم دلداری بیهوده مفرسای تن اندر خواری