بیرون گردی
مترادفها
خارج شدن، بیرون آمدن
متضادها
ورود، درون رفتن
فرهنگستان زبان و ادب
{outdoor recreation} [گردشگری و جهانگردی] هر تفریحی که در فضای باز انجام شود
جمله سازی با بیرون گردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باد بیرون کن زسر تا جمع گردی بهرآنک خاک را جز باد نتواند پریشان داشتن
💡 هوای کوچه گردی نیست فرزند مرا بر سر نمی آید به بیرون از حریم غنچه بوی من
💡 در برخی از جوامع سنتی، بیرون گردی افراد از گروههای اجتماعی به دلیل نقض قوانین اخلاقی و عرفی بسیار سختگیرانه و جدی صورت میگیرد.
💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که سیاستهای انحصاری در اقتصاد ممکن است در نهایت منجر به بیرون گردی شرکتهای کوچک و متوسط از بازار شود.
💡 فرآیند بیرون گردی مهاجران از حاشیه شهرها معمولا با چالشهای حقوقی و انسانی پیچیدهای همراه است که نیاز به بررسی دقیق دارد.