لغت نامه دهخدا
بی کم و زیاد. [ ک َ م ُ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) بدون زیاده و نقصان. بدون عیب. کاملاً و بالتمام. درست و صحیح. ( ناظم الاطباء ).
بی کم و زیاد. [ ک َ م ُ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) بدون زیاده و نقصان. بدون عیب. کاملاً و بالتمام. درست و صحیح. ( ناظم الاطباء ).
بدون زیاده و نقصان بدون عیب. کاملا و بالتمام. درست و صحیح.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صیاد بی کمین به شکاری نمی رسد این فیضها ز گوشه عزلت به من رسید
💡 پس برنشست و به خانه مرزبان شد و آنچه گذشته بود و از پدر پسر شنوده بی کم و کاست بر سرود. مرزبان بر شکفت و بسیار بخندید و فرمان داد تا پسر را رها کردند.
💡 همت پیر برد کار جوان را از پیش بی کمان قطع ره از بال و پر تیر مخواه
💡 گر بی کمان ابروی تو ناله ای کنم عیبم مکن که بر جگرم زخم تیر تست