بی ریش باز
لغت نامه دهخدا
بی ریش باز.( نف مرکب ) ( از: بی + ریش + باز ) بچه باز. امردباز.
فرهنگ فارسی
بچه باز. امرد باد
جمله سازی با بی ریش باز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز ریش و سبلت عالم چو فارغ می توان بودن روم بی ریش و بی سبلت، قلندروار بنشینم
💡 چرا هر جا که یک بی ریش باشد تو را فیالفور قوم و خویش باشد
💡 چیزی که استدلال مک دورمونت را تأیید میکرد این بود که سکههای والرین او را بی ریش نشان میدهد و فرد ایستاده که شاپور مچش را گرفته (یعنی اسیرش کرده) نیز بی ریش است، در حالی که سکههای فیلیپ عرب او را با ریش کوتاه و مجعدی مینمایند و آنکه در پیش شاپور زانو زده نیز درست همین نوع ریش را دارد. به علاوه گردن والرین روی سکهها بسیار ستبر است و فرد ایستاده از کنار اسب شاه نیز گردن ستبر دارد.