بی ریش بازی
مترادفها
لوده بازی، مسخرهبازی
لغت نامه دهخدا
بی ریش بازی. ( حامص مرکب ) عمل بی ریش باز. بچه بازی.
فرهنگ فارسی
عمل بیریش باز. بچه بازی.
جمله سازی با بی ریش بازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ازپا ودست و سینه وپشت وسر وشکم بالا وزمبر رفته و بازی درآورند
💡 باشد کمینه بازی آن طفل بر دلم بر همزدن دو چشم و به صد نیش خستنش
💡 مده بازی عمر خویش ازین بیش به تلخی، مگدران روز و شب خویش
💡 ز تیغ بازی گردون هواپرستان را نفس برید ولی رشته هوس نبرید
💡 ازین دنیا که یکسر نقش و زیب است مخور بازی که سر تا پا فریب است