لغت نامه دهخدا
شکارباز. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) نخجیرگیر و صیاد. ( ناظم الاطباء ).
شکارباز. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) نخجیرگیر و صیاد. ( ناظم الاطباء ).
نخجیر گیر و صیاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقاب مرگ شکارت کند و گرچه به تیغ شکار باز توانی ستد ز چنگ عقاب
💡 چنانکه کبک و کبوتر شکار باز شوند شود شکار سر زلف او دل عشاق
💡 خون ریختن قاعده کردهست چشم او کی خو کند طبیعت ترک از شکار باز
💡 روان ز بیم فراقت گریخت جانب وصل چو پشه بود و چو شیر شکار باز آمد
💡 ما هلاک غمزهٔ آن شوخ و او گرم شکار باز خون صید پیکان خورده میآرد به جوش
💡 زیرا که چون به شعر نمایم شکار باز ننگ آیدم ربودن مردار چون زغن