بچاپ بچاپ

لغت نامه دهخدا

بچاپ بچاپ. [ ب ِ ب ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: دو فعل است و از مصدر چاپیدن بمعنی غارت و چپاول کردن ). غارت. چپاول. تاراج. لاش. چاپیدن بی دریغ و بی امان. تالان کردن.
- امثال:
مگر بچاپ بچاپ است؛ مگر هر که به هرکه است ؟

فرهنگ معین

(بِ بِ ) [ فا - تر. ] (اِمص. ) (عا. ) دزدی و غارت، سوءاستفادة مالی.

فرهنگ فارسی

غارت چپاول.

ویکی واژه

(عا.)
دزدی و غارت، سوءاستفادة مالی.

جمله سازی با بچاپ بچاپ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرحوم والدم تا حدود توانائيش نميگذاشت عمرش بيهوده هدر رود و تلف گردد و دائمااشتغال بنوشتن داشت و با اينكه بيمار بود حداقل در شبانه روز هفده ساعت در كار نوشتنو مطالعه بود و آثار بسيار مفيد و نفيسى از او باقى مانده كه تقريبا بهشتاد و چهار جلدميرسد و اكثر آنها نيز بچاپ رسيده.

💡 اغلب اشعارش در روزنامه هفتگی سایبان بچاپ رسیده‌است. به شعرای قدیم استاد سخن سعدی و حافظ ادارت کامل داشت و به شعرای معاصر خود عارف قزوینی و ایرج میرزا و شهریار و فرخی یزدی علاقه‌مند بود.

💡 اين بود فصل سوم از تورات عربى، كه درسال 1811 ميلادى بچاپ رسيده. و خواننده عزيز با تطبيق و مقايسه اين دو داستان با هم، يعنى داستان آدم بنقل قرآن كريم، و بنقل تورات، و سپس دقت در رواياتيكه از طرقعامه و شيعه وارد شده، بحقايق اين قصه پى مى برد.

💡 شام شهیدان نام اولین اثر پیمان است و نوای آزادی دومین اثر اوست که در سال ۱۳۶۸ خورشیدی با تیراژ ۵۰۰۰ جلد در چاپخانه پنگوئن در مشهد مقدس بچاپ رسیده‌است.