بو گندی

لغت نامه دهخدا

بوگندی. [ گ َ ] ( ص مرکب ) متعفن. دارای بوی بد. || آدم بد سر و وضع و کثیف. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ فارسی

متعفن. دارای بوی بد بودن. یا آدم بد سر و وضع و کثیف.

جمله سازی با بو گندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آنجا نیز مانند گندی‌شاپور کارگاه‌های بافندگی و نساجی شاهی دایر بود و صنعت‌گران ایرانی و رومی در بافت و تولید نخ و پارچه و یزانداز و صنعت فلزکاری جایگاه خوبی پیدا کرده بودند. وجود زمین‌های وسیع کشاورزی همراه با صنایع پیشرفته، ازجمله ایران خوره شاپور و گندی‌شاپور را ثروتمند و تبدیل به کانون توجه پادشاهان ساسانی کرده بود.

💡 مرکز آموزشی گندی‌شاپور، باآن‌که در زمان اسلام دوران شکوفایی خود را پشت سر گذاشته‌بود، مایهٔ شگفتی اعراب گشت. در این مکان بود که کتاب‌های یونانی، سنسکریت و سریانی، که در زمان ساسانیان به زبان پهلوی ترجمه گشته‌بودند، به عربی ترجمه شدند. فرای می‌نویسد که این فرایند ترجمه، گواهی بر دخالت ایرانیان در انتقال دانش کهن به جهان اسلامی بوده‌است.

💡 شهر اندامش شهری بود مربوط به دوره ساسانی از شهرهای همدوره گندی‌شاپور و شوشتر در دوره شاپور یکم طراحی می‌گردد و با توجه به وجود زندان و سایر مسائل مربوطه تاریخی اندامش را می‌توان یک شهر سیاسی در دوران ساسانی دانست.

💡 این سد ۱۵۰۰ قدم طول داشت و احتمال قوی می‌رود که شاهنشاه ساسانی ایران برای ساخت آن اسیران رومی را در ناحیهٔ گندی شاپور و شوشتر بکار گماشته باشد. پل بند شادروان دارای ۴۴ دهانه بوده که در حال حاضر تعداد ۳۷ دهانه آن موجوداست. ظاهراً این پل در طول تاریخ چند بار به عمد تخریب شده‌است.

💡 در ۱۷ هجری/۶۳۸ میلادی، پس از تسخیر شوش، مسلمانان، به‌فرماندهی ابوسیره (یکی از سرداران ابوموسی اشعری) دست به محاصرهٔ گندی‌شاپور زدند. طبری می‌نویسد که پس از یک روز نبرد میان مدافعان و مهاجمان عرب، از میان سپاه اسلام، امان‌نامه‌ای به درون شهر پرتاب شد.