بهم اور
مترادفها
در هم آوردن، مخلوط کردن، ترکیب کردن
متضادها
جدا کن، جدا ساز
لغت نامه دهخدا
( بهم آور ) بهم آور. [ ب ِ هََ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه فراهم میکند و مرتب می سازد و ترتیب میدهد. ( ناظم الاطباء ). || ( ن مف مرکب ) تألیف کرده شده. ( آنندراج ). مجتمع و مرتب. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با بهم اور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به جستجوی چه مطلب شکستهای دامن غبار خود بهم آور سراغ میگذرد