بهر داشتن
مترادفها
بهره بردن، سود بردن، استفاده کردن
متضادها
محروم بودن، بیبهره بودن
لغت نامه دهخدا
بهر داشتن. [ ب َ ت َ ]( مص مرکب ) نصیب داشتن. صاحب قسمت بودن:
بدو گفت کسری که آباد شهر
کدام است و ما زو چه داریم بهر.فردوسی.همه نامداران و گردان شهر
هر آنکس که او از خرد داشت بهر.فردوسی.
فرهنگ فارسی
نصیب داشتن. صاحب قسمت بودن
جمله سازی با بهر داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لِإِیلافِ قُرَیْشٍ (۱) از بهر فراهم داشت قریش بود و خوی داشتن ایشان.
💡 همه انسانها در فرآیند توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور، باید بتوانند بهر داشتن از امکانات رفاهی و آموزشی مناسب را برای خود فراهم کنند.
💡 در این پروژه بزرگ ملی، تمامی گروههای مختلف جامعه باید بتوانند بهر داشتن از منافع حاصل از منابع طبیعی کشور را تجربه کنند.
💡 هدف اصلی این قانون جدید، تضمین عدالت اجتماعی و اطمینان از این موضوع است که اقلیتها نیز بتوانند بهر داشتن از حقوق اساسی خود را داشته باشند.