به ایین

فرهنگ عمید

( به آیین ) ۱. آیین نیکو.
۲. کسی که دین و آیین خوب دارد.

فرهنگ فارسی

( به آیین ) ( صفت ) آیین نیکو بهترین آیین.
آیین، نیکو، وکسی که دین و آیین خوب دارد

فرهنگ اسم ها

اسم: به آیین (دختر) (فارسی)
معنی: دارای آیین بهتر

جمله سازی با به ایین

💡 زینت هنگامهٔ ناز از نیاز عاشقست بزمش از پرواز رنگ ما به آیین می شود

💡 او برای انجام کارهای تبلیغی به آیین کاتولیک روی آورد؛ هرچند حتی اگر قوانین کلیسای کاتولیک از پزشک شدن خواهران خود تا سال ۱۹۳۶ پزشک جلوگیری می‌کرد.

💡 طهماسب خان جلایر نیز بعد از دریافت حکم نادر مصمم جلال شده به آیین شایسته وارد کهگیلویه و جهت اجتماع قشونهای مقرره متوقف گردید.

💡 خیال هست جهان را که بر پرد از شوق که کرده اند به آیین و زینتش پر و بال

💡 همه اعیان جهان روی تو را آینه هاست تا هر آیینه به آیین دگر آرایی

💡 با تمامی این شرائط و حدود، لشکر اسلام پس از هر پیروزی مأمور به ملاطفت و مهربانی با دشمن است و باید صدمه و فشاری که از آنان دیده را در بوتهٔ فراموشی نهاده و همچون برادران و دوستان صمیمی با ایشان رفتار کند و با کمال رأفت، محبت، منطق قوی و کردار پسندیده آنان را به آیین حق دعوت کنند.