بند خود داشتن

لغت نامه دهخدا

بند خود داشتن. [ ب َ دِ خَودْ / خُدْ ت َ ] ( مص مرکب ) در کنف و حمایت خویش قرار دادن. حمایت کردن.

فرهنگ فارسی

در کنف و حمایت خویش قرار دادن

جمله سازی با بند خود داشتن

💡 5- در بند خود بودن، مايه ى بد گمانى به وعده هاى الهى است. (اهمتهم انفسهم يظنّون باللّه غير الحق ظنّ الجاهلية )

💡 ما به بند خود گرفتاریم، حال ما مپرس نیک‌بخت آنان که در قید فرنگ افتاده‌اند

💡 حضرت فرمود: دخترم ! انسان نبايد به واسطه خواسته هاى نفس و خواهشهاىدل، پاى از دايره حق بيرون بگذارد. آيا همه زنان مهاجر كه با تو يكسانند، در اين عيدبه مانند چنين گردن بند خود را زينت داده اند تا تو هم خواسته باشى در رديف آنها قرارگرفته و از ايشان كمتر نباشى ؟(59)

💡 تو را یک زخم پیکانش ز بند خود برون آرد به صد فرسنگ استقبال آ، یک زخم پیکان شو

💡 زیبا، در حال آماده شدن برای عروسی دختر خود است که به‌طور اتفاقی اسیر یک باند گانگستری مخوف می‌شود. او سعی می‌کند از این بند خود را رها کند. اما وقت زیادی ندارد. چون دخترش نیز بی‌خبر از همه‌چیز عازم همان‌جا است و این اتفاقی است که نباید بیفتد. زیبا برای نجات خود و دخترش می‌جنگد.

💡 تو در بند خودی قدر خروش دل چه می‌دانی که آواز جرس گمگشتگان دانند تاثیرش

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز