بند اوردن

لغت نامه دهخدا

( بند آوردن ) بند آوردن. [ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) متوقف ساختن ( آب، خون، نفس و غیره ). ( فرهنگ عامیانه جمالزاده ). بازداشتن. قطع کردن. جلوگیری نمودن. بند آوردن آب، خون و راه.
|| گرفتار کردن. مقید ساختن. اسیر کردن.

فرهنگ معین

( بند آوردن ) ( ~. وَ دَ ) (مص م. ) ۱ - جلوی جریان چیزی را گرفتن. ۲ - مقاومت نشان دادن و ماندن در جایی.

فرهنگ فارسی

( بند آوردن ) ( مصدر ) بستن جلوگیری کردن جریان چیزی را مانع شدن.
متوقف ساختن ٠ باز داشتن ٠ قطی کردن ٠ جلوگیری نمودن ٠ بند آوردن ٠ آب ٠ خون ٠ راه ٠ یا گرفتار کردن ٠ مقید ساختن ٠ اسیر کردن ٠

جمله سازی با بند اوردن

💡 کاربردهای راه بند برای بند آوردن مسیرهای عبور و مرور می‌باشد که در اصل برای حفاظت و تأمین امنیت می‌باشد و از مکان‌ها و مواردی که از راهبند استفاده می‌شود پارکینگ‌ها، مکان‌های حفاظت شده از جمله سفارت‌ها، ایستکاه‌های پلیس و پارکینک‌های حفاظت شده می یاشد.

💡 اسکیموها و گویچین‌ها(ساکنان اصلی کانادا و آلاسکا) نیز از آن استفاده می‌کنند. آنها از شاخه‌ها به عنوان سوخت استفاده می‌کنند. همچنین از این گیاه برای درمان دندان‌درد، بند آوردن خون‌ریزی، درمان اسهال و سوءهاضمه و به عنوان مرهم در زخم‌بندی استفاده می‌کنند.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز