بنات نعش صغری

لغت نامه دهخدا

بنات نعش صغری. [ ب َ ت ِ ن َ ش ِ ص ُ را ] ( اِخ ) هفت اورنگ کهین. رجوع به ذیل هفت اورنگ شود.

فرهنگ فارسی

هفت اورنگ کهین ٠

جمله سازی با بنات نعش صغری

💡 نعش تو پایمال و بنات تو دستگیر اما بنات نعش فلک خودنما هنوز

💡 باشد فرود قدرمن و دون حق من گر از بنات نعش بسازند منبرم

💡 مشتری از پی ملک کرد سجل خط بقا بست بنات نعش را عقد برای مملکت

💡 اهل حرم چون بنات نعش به گردش با دل محزون، زدند حلقهٔ ماتم

💡 اشگم بنات نعش ز نعش بنات گشت چشمم سراب نقش ز نقش سراب شد

💡 بنات نعش که در گرد قطب بودندی نشسته چون بگه غزل دختران عرب