بس شمرده
لغت نامه دهخدا
بس شمرده. [ ب َ ش ُ م َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مضروب ( در اصطلاح حساب ). ( واژه های نو فرهنگستان ایران ).
فرهنگ فارسی
مضروب
جمله سازی با بس شمرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همراه با فعالیتهای شمرده شده، شرکت در نمایشگاههای هنری گروهی و برپایی چندین نمایشگاه انفرادیِ طراحی را در کارنامهٔ او میشود یافت.
💡 به کف چه دارم از این پنجَه شمرده تمام شمارنامهٔ با صدهزار گونه وبال
💡 مردی شمردهای که دلم را شکستهای بستر عرق که کوه ز جا برگرفتهای
💡 و آنچه خداوند آن را حقير شمرده بود او نيز حقير مى دانست و كوچك ها را كوچك و كم اهميّتمى شمرد.)(11)
💡 و در اين آيات خداى تعالى او را به ثنايىجميل ستوده و او را پيامبرى صديق و از زمره صابرين و صالحين شمرده، و خبر داده كه اورا به مكانى منيع بلند كرده است.
💡 در آن رهی که به مستی توان سلامت رفت قدم شمرده نهادن دلیل هشیاری است