برا سر

لغت نامه دهخدا

براسر. [ ب َ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان عمارلوی بخش رودبار شهرستان رشت است که 900 تن سکنه دارد. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 2 ).

جمله سازی با برا سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به عشق بنده جامی ز نعمت اللیهم چو نعمت الله ما از برای سید ماست

💡 در آغاز دهه ۲۱ میلادی تلاش‌هایی برای تلفیق فیلم و واقعیت مجازی در جریان است.

💡 گر کند چون باغبان دست از برای تربیت زاستین بیرون عجب نبود درین باغ کهن

💡 بزمی که از نوای نوالش به بزم خلد روحانیان نواله برند از برای حور

💡 براساس نتیجه این آزمایش پرداخت هر میزان کمتر از ۱۰ دلار برای این بازی منطقی است.