لغت نامه دهخدا
بر و بساط. [ ب َ رُ ب َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) زندگی و لوازم آن. || مقدماتی که برای انجام دادن کاری فراهم شده است. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
بر و بساط. [ ب َ رُ ب َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) زندگی و لوازم آن. || مقدماتی که برای انجام دادن کاری فراهم شده است. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
💡 ز سر تا به پایش به آهن ببست بر و بازوی و گردن و پای و دست
💡 وی فارغالتحصیل رشته ادبیات و انگلیسی از دانشگاه دمشق است. وی از لحاظ سبک نویسندگی و شاعری کلامی مخصوص به خود و مستقل داشت و همسرش بر وی تأثیری نگذاشته بود. وی در سال ۱۹۸۵ در حومه پاریس بر اثر بیماری سرطان فوت کرد.
💡 گفتم ز فراق جاودان می ترسم تو در بر و من همان چنان می ترسم
💡 واژه بور در زبان تالشی به معنی بر و بالا و ور پسوند مکان و جایگاه است و معنی بوراور جایگاه بلند است.
💡 ازان شاخ گلم گلشن کن آغوش که گل چینم چو گلبن از بر و دوش
💡 در اين ميان مردى بلند قامت كه لباس بلندى از خز در بر و عمامه زردى بر سر داشت ودو شمشير بسته بود، وارد مسجد شد و بدون آنكه سلام كند نشست و سخنى نگفت ! همهنگاهها به سوى او خيره شد و توجه مردم را به خود جلب كرد در اين هنگام با زبانى كهدر نهايت فصاحت بود چون شمشير برّان فرياد زد: