لغت نامه دهخدا
بر طاق ابروی کسی می خوردن. [ ب َ ق ِ اَ ی ِ ک َ م َ / م ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) بیاد کسی شراب خوردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
بر طاق ابروی کسی می خوردن. [ ب َ ق ِ اَ ی ِ ک َ م َ / م ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) بیاد کسی شراب خوردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرده اند ایمن زبیداد غلط خوانان مرا جا اگر بر طاق نسیان چون کتابم داده اند
💡 یکی طومارکن سردار از این...گان وانگه به هم در پیچ و بر طاق افکن آن طومار... به
💡 مردم ترک آذربایجانی در پیرانشهر امروزه از عناصر استحالهیافته در جمعیت شهر و شهرستان پیرانشهر محسوب می شوند. آنها امروزه زبان ترکی آذربایجانی را بر طاق نسیان نهاده، زبان کردی را به عنوان زبان اول پذیرفته و با داشتن آگاهی از اسلاف و افتخار ورزیدن به ریشهی آذربایجانی خود، به هویت اتنیکی-اجتماعی خود موجودیت می بخشند.
💡 بر طاق بلندی قلم از دست فکندم بازوی که تا می کشد این سخت کمان را؟
💡 خط بر خط عالم کش و در خط مشو از کس دل طاق کن از هستی و بر طاق نه اسباب
💡 قبل از ضربت ابن ملجم، شبيب ضربتى حواله آن حضرت كرد و بر طاق مسجد آمد، چونضربت ابن ملجم به سر مبارك آن حضرت رسيد، زمين لرزيد و درياها طوفانى شد،درهاى مسجد به هم خورد، چون حضرت را برداشتند، رداى مباركش را بر سرش بستند،حضرت خون سر خود را بر محاسن مباركش كشيد و فرمود: اين همان وعده اى است كه خدا ورسول مرا وعده داده بودند، راست گفتند خدا ورسول.