بر روی دویدن

لغت نامه دهخدا

بر روی دویدن. [ب َ دَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از گرم عنان شدن در گفت و گوی. ( برهان ). بر دیده دویدن. ( آنندراج ). || بر روی جهیدن. جاری شدن بر رخسار:
هر کرا در چشم خود با ناز پروردم چو اشک
عاقبت بی آبرویی کرد و بر رویم دوید.؟ || استیلا یافتن. مسلط شدن. منصرف گشتن. درآمدن و در اختیار گرفتن:
دهان تنگ تو بر روزگار تنگ گرفت
غبار خط تو بر روی آفتاب دوید.صائب ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از گرم عنان شدن در گفت و گوی بر دیده دویدن.

جمله سازی با بر روی دویدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرمان خرمشاهیت در خون دل توقیع شد کف کرد خون بر روی خون از جزم تو پا کوفته

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز