لغت نامه دهخدا
برانباشتن. [ ب َ اَم ْ ت َ ] ( مص مرکب ) انباشتن. انباردن: دک؛ برانباشتن چاه. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به انباشتن شود.
برانباشتن. [ ب َ اَم ْ ت َ ] ( مص مرکب ) انباشتن. انباردن: دک؛ برانباشتن چاه. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به انباشتن شود.
انباششتن بر انباشتن چاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امام سجاد(ع ) براى آنكه به او بفهماند، علم براىعمل است، نه انباشتن آن، بدون عمل، به او رو كرد و فرمود: در كتاب مقدس(انجيل ) نوشته شده است:
💡 پس از آنکه قطر سیاره از ماه بزرگتر شد، شروع به انباشتن یک اتمسفر گسترده میکند و از طریق پدیده پسار اتمسفری، سرعت جذب سیارات خرد آن بسیار افزایش مییابد.
💡 گرافیت نیز در شکلدهی گرم شیشه بکار میرود. قالبهای گرافیتی با کنده کاری، ماشینکاری آنها تا رسیدن به انحنای موردنظر یا با انباشتن آنها به منظور رسیدن به شکل مطلوب آماده میشوند. شیشه مذاب داخل قالب ریخته میشود و سپس به اندازهای سرد میشود تا به کوره آنیل به منظور آهسته سرد شدن، منتقل شود.
💡 (ويليم موريس، در انگلستان، احترام خود را به دولت چنين بيان كرد كه مى خواهدروزى را ببيند كه در آن روز ساختمان هاى پارلمان جاى انباشتن كود براى مدينه فاضلهباشد.) (852)