بد اگاه

لغت نامه دهخدا

( بدآگاه ) بدآگاه. [ ب َ ] ( ص مرکب ) جاهل. جاهل بجهل مرکب. بی خبر. ( یادداشت مؤلف ). دژآگاه. ( فرهنگ اسدی ذیل دژآگاه از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( بد آگاه ) جاهل بی خبر.

جمله سازی با بد اگاه

💡 کنون این نامه سر در راه کردم ترا از نیک و بد آگاه کردم

💡 دل خستهٔ سال و بستهٔ ماه نماند فانی شد و از نیک و بد آگاه نماند

💡 بزرگ امید گفت ای پیش‌بین شاه دل پاکت ز هر نیک و بد آگاه

💡 قضا را یکی از سران سراند بد آگاه از آن مکر و تزویر و بند

💡 که تا رهبر بود در راه او را کند از نیک و بد آگاه او را

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز