لغت نامه دهخدا
باریک دیدن.[ دی دَ ] ( مص مرکب ) بصارت. ( تاج المصادر بیهقی ).
باریک دیدن.[ دی دَ ] ( مص مرکب ) بصارت. ( تاج المصادر بیهقی ).
بصارت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سبک معماری خانههای روستا نیز بسیار جالب و دیدنی است بارزترین خصیصه معماری این روستا، بادگیرهای فراوان آن در اندازههای مختلف است. بناهای روستا خیلی نزدیک به هم ساخته شده و کوچههای آن نیز بسیار تنگ و باریک هستند. بادگیرهای کوچک و بزرگ خانههای روستایی که در میان باغها و نخلستانها قرار گرفتهاند، شکوه و زیبایی خاصی به این روستای ساحلی بخشیدهاند.
💡 بی آب نگردد گهر حسن ز دیدن باریک نگردد لب ساغر ز مکیدن
💡 اخترشناسان مدتها آرزو داشتند راهی برای عکسبرداری از انبوه کرانهٔ آسمان به سرعت به منظور بررسی محتوای قابل مشاهده جهان و دیدن ساختارهای مقیاس بزرگ داشته باشند. تلسکوپهای معمولی تا زمان اشمیت میدان دید باریکی را نشان میدادند که قطر آنها معمولاً ۱ یا ۲ درجه است.