لغت نامه دهخدا
بادام نو. [ ] ( اِخ ) منزلی است بنزدیکی قریه کرخ. رجوع به حبیب السیر چ قدیم طهران ج 3 جزو 3 شود.
بادام نو. [ ] ( اِخ ) منزلی است بنزدیکی قریه کرخ. رجوع به حبیب السیر چ قدیم طهران ج 3 جزو 3 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پسته هر عید گران بودی و بادام به قدر از لب و چشم تو این عید همه ارزان شد
💡 تن بیروحم و چون توام بادام دور از تو نمایانست جای خالیت جانا در آغوشم
💡 در هر قدمی دامی چون شکر و بادامی زین دام امان یابد جز جان امین یا نی
💡 این روستا بجز گردو میوههایی نظیر بادام، فندق، آلو، زردآلو، سیب، نیز دارد.
💡 مردم این روستا عموماً به دامداری و کشاورزی مشغول هستند و محصولات روستا بیشتر انگور، بادام و گردو است.
💡 بسان پسته دل تنگ من شکافته شد ز تیر غمزه آن چشم های چون بادام