لغت نامه دهخدا
باد کسی یا چیزی نشستن. [ دِ ک َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب )از غرور و تکبر فرودآمدن. فروکش کردن: بادش نشست.
باد کسی یا چیزی نشستن. [ دِ ک َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب )از غرور و تکبر فرودآمدن. فروکش کردن: بادش نشست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز رمز زندگی بیگانه تر باد کسی کو عشق را گوید جنون است
💡 خداوندا به فضلت دل قوی باد کسی کز ما کند بر نیکویی یاد
💡 وحدت حرام باد کسی کآرزو کند لب بر لبش نهند صنم میپرست ما
💡 و زانجا بیامد بلشکر چو باد کسی را که بودند ویسه نژاد
💡 ز من یاد آورد گوید که چون باد کسی کان سال و مه دارد مرا یاد
💡 مشکلی گر شود از جانب زلفش دل را نگشاید به جز از باد کسی مشکل او