لغت نامه دهخدا
باد و بوش. [ دُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) کرّ و فرّ و شکوه و جلال:
ای بسا باد و بوش تکسینان
ترت و مرت از دعای مسکینان.سنایی.رجوع به «باد و بفش » و «بفش » و «بوش » شود.
باد و بوش. [ دُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) کرّ و فرّ و شکوه و جلال:
ای بسا باد و بوش تکسینان
ترت و مرت از دعای مسکینان.سنایی.رجوع به «باد و بفش » و «بفش » و «بوش » شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عز تو جاوید باد و دولتت پیوسته باد بخت تو بر تخت عز و ناز شاهنشاه باد
💡 علاوه بر انواع معمول دگرگونی سرزمین که قرنهاست شناخته شدهاست (آبی، باد و فرسایش مکانیکی، تخریب فیزیکی، شیمیایی و زیستی)، چهار نوع دیگر نیز در ۵۰ سال اخیر پدیدار شدهاست:
💡 كـوتـاه سـخـن ايـنـكـه: مـشـكـاة مـحـفـظـه اى بـراى چـراغ درمقابل حمله باد و طوفان بود، و از آنجا كه غالبا در ديوار ايجاد مى شد نور چراغ را نيزمتمركز ساخته و منعكس مى نمود.
💡 باد و مه فیلمی ایرانی محصول ۱۳۸۹ به نویسندگی و کارگردانی محمدعلی طالبی است. این فیلم که در ابتدا موفق شده بود تحت عنوان «دوباره پرواز کن» مجوز ساخت را دریافت کند،.
💡 داده وهم و حس و عقل وعشق چند اضداد را زاب و خاک و باد و آتش جلد و اعضا ساخته
💡 در صدر تو ز بخشش تو همچنین که هست مدحت عزیز باد و زر و سیم خوار باد