باد برگ ریزان
لغت نامه دهخدا
باد برگ ریزان. [ دِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به باد خریف، باد خزان و باد پائیز شود.
فرهنگ فارسی
باد خزان
جمله سازی با باد برگ ریزان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سجده بسيار، گناهان را مى ريزد، آنگونه كه باد برگ درختان را.(108)
💡 نیستم من کوه کاهم در طریق تند باد برگ کاهی را چه باشد وزن و قدر و اعتبار
💡 من نمی گویم خدایی لیک بی توفیق تو باد برگی را نیارد از زمین برداشتن
💡 درمانده ام به دست دل هرزه گرد خویش در دست باد برگ خزان را علاج نیست
💡 سایه بال هما ارزانی خورشید باد برگ تاکی از گلستان تردماغم می کند
💡 عقود گوهر و دامان زر تو افشانی به خلق یا شده ریزان ز باد برگ بهار
💡 در تمام مسیر جنگلی که قدم میزدیم، باد برگ ریزان باعث میشد که تمام زمین زیر پای ما با رنگهای زرد و نارنجی پوشیده شود.
💡 شاعر با توصیف باد برگ ریزان در فصل پاییز، سعی داشت احساس تنهایی و گذرا بودن عمر انسان را در ذهن خوانندگان خود تداعی کند.
💡 وقتی باد برگ ریزان از میان شاخههای درختان کهن میگذشت، صدای خشخش برگها موسیقی ملایمی را در سکوت عصر پاییزی خلق میکرد.