باج ده یک

لغت نامه دهخدا

باج ده یک. [ ج ِ دَه ْ ی َ / ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از باژ که آنرا باج عشر خوانند:
چو دشمن خر روستائی برد
ملک باج ده یک چرا میخورد؟سعدی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

یکی از باجهای مرسوم

جمله سازی با باج ده یک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باج ده فخر کند گر به مثل گیرد باج بندهٔ هندیت از خسرو ترکستانی

💡 بهرامشه مسعود آن شاه که او را شاهان جهان باج ده و ساو گذارند