اینه گر

لغت نامه دهخدا

( آینه گر ) آینه گر. [ ی ِ ن َ / ن ِ گ َ ] ( ص مرکب ) سازنده آینه:
شاگردی عبارت و خط تو کرده اند
هم صبح آینه گر و هم شام مشک سای.کمال اسماعیل.

فرهنگ فارسی

( آینه گر ) ( صفت ) سازند. آیینه.

جمله سازی با اینه گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آینه گر عکس رخ دوست نماید بی شبهه که آن هم بود این هم نبود این

💡 هزاران آینه گر رو نماید در آن یکتای بی همتا نظر کن

💡 یار خود آئینه روی خود است در نمودن آینه گر غیر روست

💡 از بی کسی به آینه گر روبرو شوم صد حرف سخت، آینه گوید به روی من

💡 آینه گر صد نماید ور هزار می نماید آفتابی در نظر

💡 دارد به من اتحاد، یار از من بیش او را بینم، آینه گر دارم پیش

بستان ارای یعنی چه؟
بستان ارای یعنی چه؟
تساوی یعنی چه؟
تساوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز