لغت نامه دهخدا
( آینه کاری ) آینه کاری. [ ی ِ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) نشاندن آینه های خرد بر دیوار خانه و سقف آن بنظم و ترتیب خاص، زینت را.
( آینه کاری ) آینه کاری. [ ی ِ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) نشاندن آینه های خرد بر دیوار خانه و سقف آن بنظم و ترتیب خاص، زینت را.
( آینه کاری ) زینت دادن سقف یا دیوارهای داخل ساختمان با چسباندن قطعه های کوچک آیینه به شکل های هندسی.
( آینه کاری ) ( اسم ) ۱ - نوعی تزیین داخلی ساختمان که بوسیل. آیینه های کوچک و نشاندن آنها بر دیوار و سقف اشکال هندسی و گل و بته های مختلف ایجاد کنند. ۲ - مجموع آیینه های کوچکی که برای تزیین بدیوار و سقف نشانده باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آینه کاری را میتوانیم بر روی دیوار گچی دیوار سیمانی دیوار رنگ روغن دیوار کاه گل دیوار فلزی دیوار MDF دیوار سرامیکی دیوار سنگی دیوار چوبی و انجام بدهیم بکارگیری آینه در داخل خانه موجب میشود تا درون خانه بزرگتر نشان داده شده و در نتیجه زیباتر شود.
💡 علاوه برآنکه خانه مصورالملکی موزهای از صنایع دستی است و با آینه کاریها، پنجرههای آلتبری و شیشههای رنگین دم طاووسی، نقاشیهای دیواری و درهای مزین از شاهکارهای هنری دوران قاجار بهشمار میرود.