اواز دادن
مترادفها
آواز خواندن
فرهنگ معین
( آواز دادن ) (دَ ) (مص ل. ) صدا کردن، فرا - خواندن.
فرهنگ فارسی
( آواز دادن ) ( مصدر ) نداکردن خواندن طلبیدن.
جمله سازی با اواز دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دربارهٔ معنی کلمه واجارگاه و منشأ آن نقل قولهای زیادی شدهاست. مثلاً اگر واجارگاه را به صورت وا+جار+گاه در نظر بگیریم: «وا» یعنی دوباره از هم جدا شدن و بازکردن، «جار» یعنی دوباره گویا کردن موضوع و آواز دادن، تکرار کردن، «گاه» یعنی وقت، مکان؛ که در مجموع میشود بازگو کردن صدا در مکانی بنابراین واجارگاه یعنی بازتاب صدا و بازتاب صدا به منشأ اولیه.
💡 پرندگان در سپیدهدم با انرژی بسیار زیاد شروع به آواز دادن کردند و تمام فضای باغ را با صدای دلنشین و زیبای خود برای ما پر کردند.
💡 وقتی نوازنده شروع به نواختن موسیقی کرد، تمام حیوانات جنگل ناگهان ساکت شدند تا صدای آواز دادن آن پرنده کمیاب را با دقت بیشتری بشنوند.
💡 در آن شب آرام و ساکت، صدای آواز دادن جیرجیرکها در میان علفهای بلند، موسیقی طبیعی و بسیار آرامبخشی را برای مسافران خسته فراهم میکرد.