لغت نامه دهخدا
اوابی. [ اَ وْ وا ] ( حامص ) نیک توبه کردن. توبه نیکو و پشیمانی از گناه:
به در بی نیاز نتوان رفت
جز بمستغفری و اوابی.سعدی.
اوابی. [ اَوْ وا ] ( اِخ ) ابونصر. رجوع به ابونصر اوابی شود.
اوابی. [ اَ وْ وا ] ( حامص ) نیک توبه کردن. توبه نیکو و پشیمانی از گناه:
به در بی نیاز نتوان رفت
جز بمستغفری و اوابی.سعدی.
اوابی. [ اَوْ وا ] ( اِخ ) ابونصر. رجوع به ابونصر اوابی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوشت درون گوشهای دریا از خوراکهای محبوب بهشمار میآید. در ژاپن آوابی نامیده شده و یکی از ماهیهایی است که به صورت ساشیمی (ماهی خام خوردن) و در سوشی مصرف میشود.