لغت نامه دهخدا
( آهوانه ) آهوانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) چون آهو. درخور آهو:
آن چشم آهوانه عابدفریب بین
کش کاروان حسن بدنباله میرود.حافظ.
( آهوانه ) آهوانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) چون آهو. درخور آهو:
آن چشم آهوانه عابدفریب بین
کش کاروان حسن بدنباله میرود.حافظ.
( آهوانه ) مانند آهو، همچون آهوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایچشم آهوانه تو مست شیرگیر وی سرو نوجوان تو آشوب عقل پیر
💡 مفتون چشم کم نگه پر فتنهات شوم مجنون آهوانه نگه کردنت شوم
💡 از چشم آهوانه لیلی حذر کند مجنون اگرچه در دهن شیر میشود
💡 ما شیرگیر باده به یاد لبش شدیم با چشم آهوانه بگشت او شکار ما
💡 که نباید خورد و جو همچون خران آهوانه در ختن چر ارغوان
💡 با چشم آهوانه او تاب در دلم افکند و همچو شیر همی سوزدم ز تب