لغت نامه دهخدا
اهن و تلپ. [ اِ هَِ ن ْ ن ُ ت ُ ل ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ( درتداول عامه ) دم و دستگاه. شور وولوله. تبختر و تکبر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
- با اهن و تلپ؛ با تبختر هر چه تمامتر.
- با اهن و تلپ تمام، با کبری بسیار.
- || با ساز و آلات بسیار. با کبر و عجبی نامطبوع. با اسباب و اشیائی زائد و فضول. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
- پراهن و تلپ؛ پرتکبر. پرتبختر.
- || بسیارساز و برگ.