فرهنگ معین
( آهن خا ) (ی ) (هَ ) (ص مر. ) ۱ - کسی که آهن را با دندان نرم کند. ۲ - کنایه از: اسب سرکش و پرزور.
( آهن خا ) (ی ) (هَ ) (ص مر. ) ۱ - کسی که آهن را با دندان نرم کند. ۲ - کنایه از: اسب سرکش و پرزور.
( آهن خا ) ۱. آن که آهن را به دندان نرم کند.
۲. [مجاز] اسب سرکش و پرزور.
( آهن خا ) ( اسم صفت ) ۱ - آنکه آهن بدندان نرم کند. ۲ - اسب سر شخ پر زور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیر آهن خای آن روز شود از نهیب و ز فزع بازو خای