اهن تاب

لغت نامه دهخدا

( آهن تاب ) آهن تاب.[ هََ ] ( ن مف مرکب ) که با آهن تفته گرم شده باشد.
- آب آهن تاب؛ آبی که آهن تفته در آن افکنند یا فروبرند و در طب بکار است.

فرهنگ فارسی

( آهن تاب ) ( اسم صفت ) آنچه با آهن تفته گرم شده باشد. یا آب آهن تاب. آبی که آهن تفته در آن افکنند یا فرو برند ( در طب مستعمل است ).

جمله سازی با اهن تاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو آهن تاب آتش می‌نیارد همی‌باید که پیشانی کند موم

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز