لغت نامه دهخدا
انزبان. [ اِ زِ ] ( ع مص ) یکسو شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تنحی. به یک سو رفتن. ( از اقرب الموارد ).
انزبان. [ اِ زِ ] ( ع مص ) یکسو شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تنحی. به یک سو رفتن. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلکرا منگر بخردی آنزبان دانیش بین کز زبان دانی به آید مردم از هر جانوری