لغت نامه دهخدا
انتظار نمودن. [ اِ ت ِ ن ُ/ن ِ/ن َ دَ ] ( مص مرکب ) انتظار کردن. درنگ کردن: مکث؛ درنگ کردن و انتظار نمودن. ( منتهی الارب ).
انتظار نمودن. [ اِ ت ِ ن ُ/ن ِ/ن َ دَ ] ( مص مرکب ) انتظار کردن. درنگ کردن: مکث؛ درنگ کردن و انتظار نمودن. ( منتهی الارب ).
انتظار کردن. درنگ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و به اين بيان روشن مى گردد كه جمله (ليحق الحق...)، تكرار جمله (يريد الله انيحق الحق بكلماته ) نيست، هر چند همان معنا را افاده مى كند(چون يكى مربوط بهاصل وعده اى است كه خدا داده، و ديگرى مربوط است به مواجه نمودن مسلمين بر خلافميل و انتظار آنان با لشكر كفار).
💡 بارى فكر كن كه چه چيز مى خواهى و چه سوال مى كنى و ضمنا بدان كه حقيقت دعا،استجابت و اطاعت نمودن همه اعضاء و جوارح است از براى حق، و به مشقت انداختن نفس استدر مشاهده پروردگار و ترك اختيار خود است جميعا و تسليم همگى امور است ظاهرا و باطنابه سوى خدا تعالى پس اگر بجا نياوردى دعا را به شروط خود، منتظر اجابت مباش،بدرستى كه خدا عالم السر و الخفيات است بسا باشد كه دعا كنى به چيزى ومى داند كه خداى تعالى كه نيت تو غير آن است گفتند: بعضى از صحابه حضرترسول (صلى الله عليه وآله ) بعضى ديگر را كه شما انتظار باران مى كشيد به دعاىخود، ولى من انتظار سنگ مى كشم كه ببارد.