انتظار از قران در تفاسیر
«انتظار از قرآن در تفاسیر» به معنای مجموعه باورها، پیشفرضها و توقعاتی است که مفسر پیش از ورود به تفسیر قرآن در ذهن خود دارد و بر اساس همان انتظارات به سراغ فهم آیات میرود. این مفهوم بیان میکند که هیچ مفسری کاملاً بدون ذهنیت قبلی به سراغ متن قرآن نمیرود، بلکه هر فرد با اطلاعات، اعتقادات و دیدگاههای پیشین خود متن را میخواند و تفسیر میکند. در واقع انتظار مفسر از قرآن مانند چارچوبی ذهنی عمل میکند که مسیر برداشت او از آیات را تا حدی شکل میدهد و جهت میبخشد. این انتظارات میتواند شامل باورهایی مانند جامع بودن قرآن، جهانی بودن پیام اسلام، یا هماهنگی دین با نیازهای انسان باشد که همگی در نحوه تفسیر اثر میگذارند. زمانی که مفسر قرآن را پاسخگوی همه نیازهای انسانی بداند، در تفسیر خود به دنبال استخراج مفاهیم گستردهتر اجتماعی، اخلاقی و فردی از آیات خواهد بود. در مقابل، اگر نگاه محدودتری داشته باشد، برداشت او نیز به همان حوزههای خاص محدود میشود و از گستره معنایی آیات کمتر بهره میگیرد. بنابراین، انتظار از قرآن نقش مهمی در جهتدهی به فهم مفسر دارد، هرچند هدف مفسر رسیدن به معنای واقعی متن است و نه تحمیل برداشت شخصی بر آن. این مسئله در علم تفسیر و هرمنوتیک نیز مورد توجه قرار گرفته و به عنوان یکی از عوامل اثرگذار در فرآیند فهم متن شناخته میشود. در عین حال، مفسران تلاش میکنند با رعایت اصول علمی مانند لغت، ادبیات، شأن نزول و سیاق آیات، اثر این انتظارات را کنترل کنند. در مجموع، «انتظار از قرآن در تفاسیر» به نقش ذهنیتها و پیشفرضهای مفسر در شکلگیری نوع برداشت و تفسیر او از آیات قرآن اشاره دارد.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] انتظار از قرآن در تفاسیر. کار تفسیر متون دینی، که قرن ها تداوم داشته است، مفسران در طول قرنها، به تفسیرهای مختلفی درباره قرآن پرداخته اند و خود شاهد بوده اند که در موارد بسیاری، فهم آنان با پیشینیانشان متفاوت بوده است، چنانکه ملاکها و معیارها و روشهای آنان نیز یکسان نبوده است. مشاهده تفاوت برداشتها و تفسیرها، کمتر سبب می شد که مفسران به راز آن بپردازند و آن را تابع ضوابطی شناخته شده معرفی کنند. تا این که محققانی همت خویش را دراین زمینه مصروف داشتند و (علم التفسیر) را به عنوان موضوعی مستقل مورد تحقیق و توجه قرار دادند.
پیشرفت دانش بشری در ابعاد مختلف علوم، ریزنگری ها و ژرفکاوی هایی را به دنبال داشته است. بسیاری از رخدادها و فرایندها که در گذشته تاریخ، فاقد فلسفه و دلیل می نمود و بسیط و بریده از قبل و بعد شناخته می شد، در نتیجه این ریزنگریها و جستارها، قابل تحلیل و پیش بینی و امری قانونمند شناخته شده است.کار تفسیر متون دینی، که قرن ها تداوم داشته است، در شمار آن دسته از فرایند ها بشمار می آید. مفسران در طول قرنها، به تفسیرهای مختلفی درباره قرآن پرداخته اند و خود شاهد بوده اند که در موارد بسیاری، فهم آنان با پیشینیانشان متفاوت بوده است، چنانکه ملاکها و معیارها و روشهای آنان نیز یکسان نبوده است.مشاهده تفاوت برداشتها و تفسیرها، کمتر سبب می شد که مفسران به راز آن بپردازند و آن را تابع ضوابطی شناخته شده معرفی کنند. تا این که محققانی همت خویش را دراین زمینه مصروف داشتند و علم التفسیر را به عنوان موضوعی مستقل مورد تحقیق و توجه قرار دادند.هرمنوتیک تعبیری است معادل (علم التفسیر) و در ترجمه آن عباراتی چون (دانش فهم متون)، (دانش تفسیر و یا تاویل) آورده اند.
← تعریف علم التفسیر
صاحب نظران این رشته، پنج اصل را در کار تفسیر متون کهن برشمرده اند.۱. پیش فهم ها یا اطلاعات پیشین مفسر.۲. علایق و انتظارات مفسر از متن مورد تفسیر.۳. تلاش مفسر برای شناسایی فضای تاریخی شکل گیری متن (مانند: مخاطبان، شرایط و…)۴. شناخت مرکز معنایی متن و تفسیر مجموعه پیام ها و معارف بر محور آن.۵. ترجمه متن در افق تاریخی مفسر. در این که پیش فهم ها و انتظارات مفسر تا چه اندازه بر فرایند صحیح تفسیر تاثیر می گذارد، اختلاف نظر است، برخی برای آن تاثیر اساسی و بنیادی قایلند و در ورای این برداشت های متکی به پیش فهم ها و انتظارات، معنای مستقلی را باور ندارند و همه حیات معنایی و مفهومی متون را در قالب تفسیرها و نگرش ها جستجو می کنند و گروهی برای پیش فهم ها و اطلاعات و انتظارات مفسر، اجمالا سهمی را قائلند و نه تمام سهم را. آن مقدار که برای این پژوهش ضروری می نماید، پذیرش تاثیر اجمالی اطلاعات و انتظارات مفسر بر روند تفسیر است.این تاثیر اجمالی، چیزی است که محققان به گونه ارتکازی بدان اذعان دارند و در عمل آن را به کار می گیرند، چه این که (در کثیری از تحقیقات اصولیشان، خصوصا دربحث اجتهاد و تقلید، صراحتا به توقف فهم فقهی بر پاره ای از معلومات بیرون متن تصریح می کنند.) در پیشینه تلاشهای تفسیری مفسران قرآن نیز هرچند به صراحت (هرمنوتیک) مورد توجه و عطف نظر قرار نگرفته، اما محتوای آن مورد عنایت و اذعان مفسران بوده است، چه این که بسیاری از آنان تصریح داشته اند که کار تفسیر، پیش از پردازش به اصل متن، نیازمند مجموعه ای از شناخت ها نسبت به لغت، مفاهیم حقیقی و مجازی، نکات ادبی و بیانی، شناخت سبب نزول، توجه به مخاطبان و پرسشها، اصول و مبانی تفسیری و… می باشد، این مقدار از نظر و نگاه به پیش فهم ها، هرچند از ریزنگری های دانش (هرمنوتیک) و زاویه نگاههای جدید آن فاصله دارد ولی نردبانی برای رسیدن به منتهی شدن به این مرحله، می توانسته است قرار گیرد.
انتظارات مفسران از قرآن
هر مفسر خواسته یا نخواسته، آگاهانه و یا ناآگاهانه، قبل از پرداختن به تفسیر، باورهای خاصی را در رابطه با موضوع متن مورد تفسیر داشته است، و از دریچه همان باورها به انتظار دریافت معارفی آشنا و همخوان با اطلاعات پیشین خود نشسته است، مفسران همواره تلاش دارند که واقعیت را دریابند و دست کم ادعا دارند که می خواهند آنچه هست را بشناسند و باورها و انتظارات خود را بر متن مورد تفسیر تحمیل نکنند، فارغ از این که، این آرمان با این که مقدس و ارزشمند است، اما دستیابی به آن کار آسانی نیست.اطلاعات پیشین، باورها و انتظارات مفسر به منزله عینکی است در برابر چشمان او که همه چیز را به رنگ همان می بیند!بنابراین تعیین و تشخیص همه پیش فهم ها و پیش فرض های یک مفسر کاری میسر نیست ولی می توان برخی از اصول آن را مفاهیمی چون ( خاتمیت شریعت اسلام و رسالت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم)، جامعیت احکام قرآن، جهانی بودن دعوت اسلام، در تضاد نبودن کتاب شریعت با نظام تکوین و…) دانست.کسی که قرآن را جامع همه نیازهای عبادی یا نیازهای معرفتی و تربیتی و یا نیازهای دنیوی و اخروی بداند، با همین انتظار به تفسیر قرآن می پردازد و این انتظار باعث می شود که او واژه ها و تعابیر قرآن را فقط ناظر به ابعاد عبادی و رابطه انسان با پروردگار بداند و بفهمد یا علاوه بر آن قرآن را بیانگر رابطه خلق با خلق و یا فراتر از آن بیانگر رابطه انسان با جهان و همه نیازها و باید ها و نبایدهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و… بشناسد و تلاش کند که به هر شکل مستقیم یا غیرمستقیم، به صراحت یا به کنایه ـ این مفاهیم مورد انتظار را از قرآن استخراج کند.
تاثیر و تاثر در فرایند تفسیری مفسران
...