فرهنگ عمید
( آن کاو ) آن کس که او.
( آن کاو ) آن کس که او.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر برآورد از گریبان جهان چون آفتاب یوسف حسنش از آن کاو را جهان پیراهنت
💡 کشد زاقبال آن کاو کشد ز مهر تو سر زند ز ادبار آنکاو زند زکین تو دم
💡 بیدار دل آن کاو که بیاد تو کند خواب ما چشم بغوغای رقیب از چه گشودیم
💡 در دهر هر آن کاو حَشَر آرد به خلافت اِدْبار و بلا بر تن و جانش حَشَر آرد
💡 ولیک آن کاو به زندان خفته باشد اگر بیدار گردد در زیانست
💡 گویم آخر نان این قوم ازکجاگردد روان گوید آن کاو داد دندان، نان همو اعطاکند