امیر کرمانی
لغت نامه دهخدا
امیر کرمانی. [ اَ رِ ک ِ ] ( اِخ ) معاصر خواجو ( قرن هشتم هجری ) و بقول دولتشاه شاعر خوش گو بوده و غزل را نیکو میگفته است. از اوست:
بی روی دلارام دل آرام ندارد
مسکین دل آنکس که دلارام ندارد
هرچند چمن جای تماشاست ولیکن
سروی چو تو مه روی و گل اندام ندارد
از حاصل عمرش نبود هیچ حیاتی
آنکس که می عشق تو در جام ندارد.
( از تذکرةالشعراء دولتشاه سمرقندی چ سنگی ص 100 ).
فرهنگ فارسی
معاصر خواجو و بقول دولتشاه شاعر خوش گو بوده و غزل را نیکو میگفته است.
جمله سازی با امیر کرمانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برگزاری کنگره بینالمللی و کنگره ملی گل و گیاهان زینتی ایران از جمله رویدادهای صنعت و تجارت گل و گیاهان زینتی در ایران میباشد که دبیران علمی این کنفرانس مریم جعفرخانی کرمانی و پژمان آزادی هستند و دبیران اجرایی کنفرانس بینالمللی گل و گیاهان زینتی ایران محمدرضا شفیعی و امیر عربی میباشند.