امکان پذیری
مترادفها
امکان، قابلیت، احتمال
متضادها
عدم امکان، ناممکن بودن
لغت نامه دهخدا
امکان پذیری. [ اِ پ َ ] ( حامص مرکب ) قابلیت امکان. ممکنیت. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
قابلیت امکان ممکنیت.
جمله سازی با امکان پذیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از توکنهای غیرقابل معاوضه برای ایجاد داراییهای دیجیتال قابل تأیید مانند یک زمین، یک خانه یا هر دارایی دیگر و امکان همکاری پذیری دارایی در چندین سیستم عامل استفاده میشود. انافتیها در برنامههای خاصی که به موارد دیجیتالی منحصر به فرد مانند هنر رمزنگاری شده، مجموعههای رمزنگاری شده و بازی رمزنگاری نیاز دارند، استفاده میشوند.