اموختگی
مترادفها
آموختگی، یادگیری، تجربه
متضادها
نادانی، بیاطلاعی
لغت نامه دهخدا
( آموختگی ) آموختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) اُنس. خوی گرفتگی.
فرهنگ فارسی
( آموختگی ) عمل و حالت آموخته خوی گرفتگی معتادی.
جمله سازی با اموختگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زاوئر در سال ۱۹۹۰ در دانشگاه آزاد برلین درجه کارشناسی ارشد و در سال ۱۹۹۴ دانش آموختگی دوره دکترا را در دانشگاه فنی برلین به دست آورد. سپس در موسسه ماکس پلانک برلین برای تاریخ علم سرگرم کار شد و در سالهای ۹۷ تا ۹۹ در دانشگاه گوتینگن به پژوهش پرداخت. زاوئر همچنین در موسسه فناوری کالیفرنیا فعالیت کرده است.
💡 او فرزند یک پزشک بود و پس از دانش آموختگی در دانشگاه یاسی در رومانی برای ادامه تحصیل به دانشگاه برلین رفت و در آنجا با سرپرستی ایسای شور درجه دکتری ریاضیات را دریافت کرد. وی سپس در دانشگاه عبری اورشلیم، هاروارد، شیکاگو و پنسیلوانیا ندریس کرد.