لغت نامه دهخدا
امتناع نمودن. [ اِ ت ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) نافرمانی نشان دادن. ممانعت کردن. نپذیرفتن: طعامی که معده از هضم و قبول آن امتناع نمود... خلاص از رنج آن صورت نبندد مگر... ( کلیله و دمنه ). رجوع به امتناع و امتناع کردن شود.
امتناع نمودن. [ اِ ت ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) نافرمانی نشان دادن. ممانعت کردن. نپذیرفتن: طعامی که معده از هضم و قبول آن امتناع نمود... خلاص از رنج آن صورت نبندد مگر... ( کلیله و دمنه ). رجوع به امتناع و امتناع کردن شود.
نافرمانی نشان دادن. ممانعت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماءموران به مهدى عباسى گزارش دادند كه سه نفر به نامهاى ابن علاق صيرفى وحاضر و صباح زعفرانى، براى عيسى از مردم بيعت مى گيرند، مهدى (حاضر) را دستگيركرد و از روى سياست با رفق و مهربانى از او اقرار گرفت آنگاه بر او سخت گرفت تااينكه مخفيگاه عيسى را نشان دهد، ولى او امتناع كرد و نشان نداد، مهدى دستور داد او راكشتند. در تمام مدتى كه عيسى زنده بود در صدد دستگير نمودن ابن علاق و صباح درآمدولى به آن دو دست نيافت.
💡 گفته میشود که استوانیا اعلام کرد که دل کانتو واقعاً با مادرش (یعنی خشواش) رابطه داشته و با متهم کردن شوهرش از استفاده نمودن نام خانوادگی کانتو امتناع ورزید و فرزندانش نیز نام خانوادگی مادری را انتخاب کردند.