امتناع نمودن

مترادف‌ها

خودداری کردن، پرهیز کردن، باز ایستادن

متضادها

پذیرفتن، موافقت کردن، قبول کردن

لغت نامه دهخدا

امتناع نمودن. [ اِ ت ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) نافرمانی نشان دادن. ممانعت کردن. نپذیرفتن: طعامی که معده از هضم و قبول آن امتناع نمود... خلاص از رنج آن صورت نبندد مگر... ( کلیله و دمنه ). رجوع به امتناع و امتناع کردن شود.

فرهنگ فارسی

نافرمانی نشان دادن. ممانعت کردن

جمله سازی با امتناع نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ماءموران به مهدى عباسى گزارش دادند كه سه نفر به نامهاى ابن علاق صيرفى وحاضر و صباح زعفرانى، براى عيسى از مردم بيعت مى گيرند، مهدى (حاضر) را دستگيركرد و از روى سياست با رفق و مهربانى از او اقرار گرفت آنگاه بر او سخت گرفت تااينكه مخفيگاه عيسى را نشان دهد، ولى او امتناع كرد و نشان نداد، مهدى دستور داد او راكشتند. در تمام مدتى كه عيسى زنده بود در صدد دستگير نمودن ابن علاق و صباح درآمدولى به آن دو دست نيافت.

💡 گفته می‌شود که استوانیا اعلام کرد که دل کانتو واقعاً با مادرش (یعنی خشواش) رابطه داشته و با متهم کردن شوهرش از استفاده نمودن نام خانوادگی کانتو امتناع ورزید و فرزندانش نیز نام خانوادگی مادری را انتخاب کردند.

💡 او تصمیم گرفت از پذیرش پیشنهاد جدید شرکت امتناع نمود تا بتواند فرصت‌های شغلی بهتری را در سازمان‌های بزرگ‌تر و معتبرتر جستجو کند.

💡 بسیاری از شهروندان تصمیم گرفتند از شرکت در این انتخابات امتناع کنند تا اعتراض خود را به کیفیت پایین عملکرد نمایندگان نشان دهند.

💡 برخی از دانشمندان تصمیم گرفتند از انتشار نتایج تحقیقات خود امتناع کنند تا از سوءاستفاده‌های احتمالی در حوزه اخلاق زیستی جلوگیری کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران