امتحان ثمود
«امتحان ثمود» به آزمایشی گفته میشود که خداوند برای قوم ثمود قرار داد تا میزان ایمان و اطاعت آنان سنجیده شود و این امتحان در ماجرای حضرت صالح علیهالسلام و فرستاده شدن ناقه صالح به عنوان نشانه و معجزه الهی تجلی یافت، زیرا این شتر ویژه که به فرمان خدا از دل کوه پدید آمد، برای آنان هم نشانه قدرت الهی بود و هم وسیلهای برای آزمون ایمانشان. در قرآن بیان شده است که این ناقه «فتنه» یا وسیله آزمایش آنان قرار گرفت تا مشخص شود چه کسانی حقیقت را میپذیرند و چه کسانی آن را انکار میکنند. یکی از جنبههای این امتحان، تقسیم و سهمیهبندی آب میان مردم و ناقه بود تا آنان در یک روز از آب استفاده کنند و روزی دیگر آب به ناقه اختصاص داشته باشد. این برنامه ساده، در واقع آزمونی برای صبر، اطاعت و پرهیز از سرکشی بود و نشان میداد آیا مردم به دستور پیامبر خود پایبند میمانند یا خیر. همچنین این امتحان از نظر اخلاقی نیز آنان را در برابر خیر و شر قرار داد تا واکنششان نسبت به دعوت به توحید روشن شود. در برابر این آزمایش، برخی به ایمان دعوت شدند و برخی به مخالفت و تکذیب روی آوردند و حتی درخواست عذاب کردند. بنابراین «امتحان ثمود» تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه نمونهای از آزمایش الهی برای سنجش ایمان، اطاعت و میزان پذیرش حق در میان یک قوم است. این امتحان هم با نعمت و هم با محدودیت همراه بود تا روشن شود انسان در شرایط گوناگون چگونه رفتار میکند.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] امتحان ثمود (قرآن). ناقه صالح بین قوم ثمود، آزمایش خداوند برای آنان بود.
کذبت ثمود بالنذر(طایفه ثمود (نیز) انذارهای الهی را تکذیب کردند،) انا مرسلوا الناقة فتنة لهم...(ما «ناقه» را برای آزمایش آنها می فرستیم؛ در انتظار پایان کار آنان باش و صبر کن!) " ناقه" همان شتر ماده ای که به عنوان معجزه صالح فرستاده شد مسلما یک ناقه معمولی نبود، بلکه دارای ویژگیهای خارق العاده ای بود، از جمله اینکه طبق روایت مشهوری این ناقه از دل صخره ای از کوه برآمد، تا معجزه گویایی در برابر منکران لجوج باشد. " فتنه" چنان که قبلا نیز گفته ایم به معنی بردن طلا در بوته و آتش برای روشن ساختن میزان خلوص آن است، سپس به هر گونه آزمایش و امتحان اطلاق شده.
امتحان ثمود با خیر و شر
امتحان ثمود به خیر و شر، مورد تذکر صالح علیه السلام بود.ولقد ارسلنا الی ثمود اخاهم صــلحـا... (ما به سوی «ثمود»، برادرشان «صالح» را فرستادیم که: خدای یگانه را بپرستید! امّا آنان به دو گروه تقسیم شدند که به مخاصمه پرداختند.)قال...((صالح) گفت: «ای قوم من! چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می کنید (و عذاب الهی را می طلبید نه رحمت او را)؟! چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی کنید تا شاید مشمول رحمت (او) شوید؟!»)... بل انتم قوم تفتنون(آنها گفتند: «ما تو را و کسانی که با تو هستند به فال بد گرفتیم!» (صالح) گفت: «فال (نیک و) بد شما نزد خداست (و همه مقدّرات به قدرت او تعیین می گردد)؛ بلکه شما گروهی هستید فریب خورده!) (مقصود از «تفتنون»، امتحان آنان به خیر و شر است.)
امتحان با سهمیه بندی آب
ثمودیان، با سهمیه بندی آب میان آنان و ناقه امتحان شدند.انا مرسلوا الناقة فتنة لهم فارتقبهم واصطبر ونبئهم ان الماء قسمة بینهم کل شرب محتضر(و به آنها خبر ده که آب (قریه) باید در میانشان تقسیم شود، (یک روز سهم ناقه، و یک روز برای آنها) و هر یک در نوبت خود باید حاضر شوند!)