امامت حق بالاستخلاف

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] پیامبران چون از جهت عمر و امکانات محدودند برای محقق ساختن اهداف خود به امر الهی جانشین خود را به مردم معرفی و مردم را به اطاعت از آنان سفارش می کنند.
بر این اساس اگر پیامبر خلیفه و امام معرفی نکند رسالتش را به انجام نرسانده است: «یاَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ و اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ واللّهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاس» از این آیه برمی آید موضوع مهمی که تبلیغ آن بر عهده پیامبر گذاشته شده همسنگ نبوت است، به گونه ای که اگر ابلاغ نشود رسالت پیامبر ناتمام می ماند.
ابلاغ خلافت
از سوی دیگر تبلیغ آن امر مهم و حساس ممکن است خطراتی برای پیامبر در پی داشته باشد، ازاین رو خدا به او وعده حفاظت می دهد و این موضوع مهم جز ابلاغ خلافت و جانشینی نبوده است. افزون بر آنچه گذشت مسئله خلافت به قدری اهمیت دارد که با تحقق آن، کافران و دشمنان از تعرض به دین مأیوس می شوند و دین با آن کامل و نعمت با آن تمام و اسلام دین مرضیّ خدا خواهد شد: «الیَومَ یئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُم واخشَونِ الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم واَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی ورَضیتُ لَکُمُ الاِسلمَ دینًا»

جمله سازی با امامت حق بالاستخلاف

💡 الف: گروهى از عقيده به زنده بودن اسماعيل دست برداشتند و به امامت پسر او ((محمّدبن اسماعيل )) معتقد شدند، بر اين اساس كه گمان كردند، امامت حق پدر او(اسماعيل ) بود و فرزند اسماعيل سزاوارتر به مقام امامت است تا برادراسماعيل.

💡 - يابن رسول الله، امامت حق شماست زيرا شما خانواده راءفت و رحمتيد، از چه رو براىگرفتن حق قيام نمى كنيد، در حالى كه يكصدهزار تن از پيروانتان با شمشيرهاى برانحاضرند در كنار شما با دشمنان بجنگند!

💡 از اصحاب نعيم يمانى مى باشند، آنان قائلند كه امامت حق مسلم على (عليه السلام ) بودو او مى بايست خليفه بلافصل پيامبر گردد. امّا امت اسلام خطا رفتند وافضل و برتر را ترك كردند و ديگران را خليفه دانستند، ليكن اين خطا و اشتباه راقابل بخشش مى دانند.(1010)

💡 اينكه امامت حق واقعى على بن ابيطالب عليه السلام است وايشان به اين مقام از تمام مردماولى ولايقتر هستند و در ادامه مطالب مى گويد كه استاد ابوالقاسم بلخى رحمه الله ايننكته را باصراحت كامل بيان كرد: