لغت نامه دهخدا
ام کیسان. [ اُم ْ م ِ ک َ ] ( ع اِ مرکب ) لقب زانو. || ضربی که بپشت پای بر سرین مردم زنند. ( منتهی الارب ) ( از المرصع ) ( از اقرب الموارد ).اردنگ. || قدر و اندازه. ( منتهی الارب ).
ام کیسان. [ اُم ْ م ِ ک َ ] ( ع اِ مرکب ) لقب زانو. || ضربی که بپشت پای بر سرین مردم زنند. ( منتهی الارب ) ( از المرصع ) ( از اقرب الموارد ).اردنگ. || قدر و اندازه. ( منتهی الارب ).
لقب زانو. یا ضربی که بپشت پای بر سرین مردم زنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوعمره کیسان (؟ -۶۸۶م)، مشاور نظامی مختار ثقفی و انقلابی کوفی ایرانیتبار در دورهٔ جنگ داخلی دوم مسلمانان بود.
💡 سید اسماعیل حِمیَری (۱۰۵-۱۷۳ قمری) از بزرگترین شاعران تاریخ ادبیات عرب که در ابتدا به مذهب کیسانی معتقد بود اما بعد به حضور جعفر صادق رسید و تغییر عقیده داد.
💡 فرقه منقرض شده شیعی کیسانیه، به احتمال زیاد به نام کیسان نامگذاری شده است، اگرچه نظرات دیگری نیز در مورد منشأ این اصطلاح وجود دارد.