لغت نامه دهخدا
ام نوفل. [اُم ْ م ِ ن َ ف َ ] ( ع اِ مرکب ) کفتار. ( از المرصع ).
ام نوفل. [اُم ْ م ِ ن َ ف َ ] ( ع اِ مرکب ) کفتار. ( از المرصع ).
کفتار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوفل چو شنید حال مجنون گفتا که ز مردمی است اکنون
💡 سوم حارث نوفل کینه جوی بداندیش و بدگوهر و زشتخوی
💡 3- عبدالله بن نوفل بن الحارث: فرمانده لشكر سرخ پرچم، و از مجاهدانجليل القدر بود.
💡 نوفل خود را ز رخش گستاخ انداخت فرو چو میوه از شاخ