لغت نامه دهخدا
ام طفیل. [ اُم ْ م ِ طُ ف َ ] ( ع اِ مرکب ) زن شیرده. زن مرضعه. ( از المرصع ).
ام طفیل. [ اُم ْ م ِ طُ ف َ ] ( ع اِ مرکب ) زن شیرده. زن مرضعه. ( از المرصع ).
زن شیرده. زن مرضعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایدوست به بالین رفیق ایست زمانی کش جان به طفیل تو کند یک دور زمان ایست
💡 غرض او بُد ز گردش عالم خوانده او و طفیل او آدم
💡 طفیل خود ستایندم گدایان سر کویش مگر افتاد بر من سایه دولت همائی را
💡 در آن بزمی که خلقش میزبانست طفیلی داغ دارد میهمان را
💡 چو در جمع آن خیل والا رسم طفیلی به جنات اعلا رسم
💡 طفیل صحبت یار است نقل و باده و جام چو برگ عیش بسازی نخست یار طلب