لغت نامه دهخدا
ام طارق. [ اُم ْ م ِ رِ ] ( ع اِ مرکب ) شتر مرغ. ( یادداشت مؤلف ). || پروانه. ( مهذب الاسماء ).
ام طارق. [ اُم ْ م ِ رِ ] ( اِخ ) از زنان صحابی بوده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 252 شود.
ام طارق. [ اُم ْ م ِ رِ ] ( ع اِ مرکب ) شتر مرغ. ( یادداشت مؤلف ). || پروانه. ( مهذب الاسماء ).
ام طارق. [ اُم ْ م ِ رِ ] ( اِخ ) از زنان صحابی بوده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 252 شود.
از زنان صحابی بوده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((مطمئن باش با اين كه من گفتم نه تو گنهكار مى شوى و نه رفيقت طارق )).
💡 فرشته ای است در این طارق لاجورد اندود که پیش آرزوی بی دلان کشد دیوار
💡 چو شد کشته طارق بد اختر شهاب برون شد زتاری تنش توش وتاب
💡 طارق علی در کتاب طنز خود «رستگاری» شخصیتی به نام «جد باروز» از «باروئرز لیگ» را بر اساس تد گرانت نوشتهاست.
💡 چو نادیده جایی ز کشور نماند سپه را سوی کوه طارق بخواند