لغت نامه دهخدا
ام صالح. [ اُم ْ م ِ ل ِ ] ( اِخ ) عباسه دختر فضل و زن احمدبن حنبل. درگذشته به سال 241 هَق. و از زنان محدث و نیکوکار بوده است. ( از ریحانة الادب ج 6 ص 225 ). و رجوع به خیرات حسان ج 2 ص 176 شود.
ام صالح. [ اُم ْ م ِ ل ِ ] ( اِخ ) عباسه دختر فضل و زن احمدبن حنبل. درگذشته به سال 241 هَق. و از زنان محدث و نیکوکار بوده است. ( از ریحانة الادب ج 6 ص 225 ). و رجوع به خیرات حسان ج 2 ص 176 شود.
عباسیه دختر فضل و زن احمد بن حنبل در گذشته بسال ۲۴۱ ه. ق. و از زنان محدث و نیکو کار بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 2 ذكر نماز وزكات بعد از عمل صالح، نشانه آن است كه در ميان كارهاى شايسته حساب اين دو جداست. (عملوا الصالحات و اقاموا الصلوة و اتوا الزكاة )
💡 در ۱۰ بهمن ۱۳۹۸ وزارت خزانهداری آمریکا، سازمان انرژی اتمی ایران و رئیس آن علیاکبر صالحی را در لیست افراد تحریمشده قرار داد.
💡 این روستا در دهستان صالحان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹۹ نفر (۶۱خانوار) بودهاست.
💡 خاص و عام از قاصی و دانی هواخواه تواند عمرو و زید و جعفر و صالح و یزید و با یزید
💡 فصیل ناقه ی صالح، به رتبه ی برتر نیست از این صغیر که گردید، کشته بی تقصیر